امروزه اينترنت عضوي از خانواده ما شده است. با توجه به صورت حساب ماهيانه من، هر يک از اعضاي خانواده به طور متوسط 4 تا 5





ساعت از وقت خودش را در هفته در اينترنت گذرانده است که اين موضوع، ما را جزو کاربران متوسط اينترنت قرار مي دهد. اينها سخنان خانم «ميلتون» است که ديدگاه هاي جالبي در مورد اينترنت دارد.
او مي افزايد: بقيه خانواده را نمي دانم، اما خودم از گشت و گذار در اينترنت لذت مي بردم. اين لذت ادامه داشت تا اينکه مطالعه مطلبي جديد در اين مورد مرا به تفکر واداشت تا در اين مورد بينديشم.






تنهايي يا انزوا

بر اساس اين مطالعه که توسط «نورمن ني»، محقق و استاد دانشگاه استنفورد به عمل آمده، اينترنت ما را تنها و منزوي تر از آنچه هستيم، نموده است. استاد «ني» مي گويد: گذراندن بيش از اندازه وقت و استفاده بيشتر از اينترنت سبب مي شود که زمان کمتري را صرف زندگي و برخورد با موجوداتي واقعي و همنوعان خودمان بنماييم!
اين خطر وجود دارد که ما به سوي انزواي اجتماعي و ايجاد جهاني بدون احساسات انساني پيش برويم. خانم ميلتون ادامه مي دهد: آيا چنين چيزي امکان دارد و ما دچار گيجي خاصي شده ايم که پانسمان را از زخم تشخيص نمي دهيم! در ابتدا به نظر مي رسد، استاد ني چنين فرض نموده است که ارتباطي واقعي با موجوداتي واقعي همچون خودمان چيزي بي نهايت خوب و دلپذير است. شايد من را بخيل بناميد، اما من اين موضوع را کيسه اي مخلوط از چيزهايي رنگارنگ مي دانم.فرض کنيم که من بخواهم براي يکي از فرزندانم کلاهي بخرم. آيا مجبور نخواهم بود که ساعتهاي بسياري را به مبارزه با جمعيتي انبوه بگذرانم که در مرکز خريد کريسمس جمع شده اند! به هيچ وجه! يقين بدانيد که من ترجيح مي دهم که 15 دقيقه از عمرم را به صورت آنلاين در اينتر نت بگذرانم تا اينکه بخواهم حداقل دو ساعت به دنبال پارکينگ خودرو باشم و از فروشگاهي به فروشگاهي ديگر بروم و با کارمنداني نوجوان و بي تفاوت روبه رو شوم که در مقابل پرسشهاي من شانه بالا مي اندازند و غرغر مي کنند! گمان مي کنم که در يک چنين حالاتي ترجيح مي دهم که به ارتباط با انسانهاي ديگر فکر نکنم و اينترنت را برگزينم! من با اينترنت مي توانم کلاهم را از سازنده اي ماهر بخرم که سالهاي بسياري است از همسايگي ما رفته است و همسرم هم وسايل مورد نيازش را حتي از ايالتهاي ديگري تهيه نمايد.

منبع