در گفتگو با علیرضا شیرازی مدیر بلاگفا و سایت جستجوگر پارسیک

با وبلاگ كه آشنايي داريد؟ محيطي خصوصي در انواع سايتهاي بلاگفا، پارسيك، پرشين بلاگ، بلاگ اسكا ي و ... كه اين روزها كاربران بسياري را به سوي خود كشانده تا ضمن طرح انواع شطحيهات، خاطرات، عكسها، دلنوشته ها، اخبار و ... اظهارنظر ديگران را دريافت و به گسترش ارتباطات فرهنگي و اجتماعي بپردازد.

اگر چه محيط وب، محيطي جالب براي كاربران محسوب مي شود اما همانطور كه از محاسن بسياري برخوردار است، به عنوان يك رسانه معايبي هم دارد كه از آن جمله مي توان به عدم رعايت قوانين كپي رايت، احتمال هك، عدم پذيرش مسؤوليت آنچه به تحرير درآمده توسط نويسنده و يا محدوديت دريافتن نويسنده خاطي و برخورد قانوني با وي اشاره كرد.

اينها مطالبي هستند كه «عليرضا شيرازي» مدير سايتهاي بلاگفا و پارسيك ضمن گفت و گو با خبرنگار ما در ميان گذاشته است.

گفتگوي ما با شيرازي، اگر چه قرار بود بيشتر در خصوص كپي رايت و روزنامه نگاري آن لاين باشد اما مثل برخي مصاحبه ها به مسايل حاشيه اي چون هكرهاي كلاه سفيد و اولين وبلاگ نويس ايران و ... هم كشيده شد.

با ما همراه شويد:

* آقاي شيرازي! ما در ايران طي سالهاي اخير با پديده جالبي به عنوان روزنامه نگاري آنلاين و روزنامه هاي آنلاين مواجه شده ايم؛ روزنامه هايي كه بطور كامل بر روي شبكه اينترنت قابل رؤيت هستند و نيز اخباري كه اغلب توسط خبرنگاران در قالب وبلاگها منتشر مي شوند. نظر شما در خصوص اين نوع روزنامه نگاري چيست؟

** از آنجا كه پديده درآمدزايي در كنار روزنامه نگاري از عوامل مهم به شمار مي رود بايد بگويم روزنامه نگاري آنلاين به خاطر عدم درآمدزايي در ايران چندان موفق نبوده و برخي نشريات آنلاين به همين دليل متوقف شدند.

اما عامل دومي كه در اين زمينه بايد مورد توجه قرار بگيرد مسؤوليت پذيري نشريات آنلاين در مقابل مطالبي است كه منتشر مي كنند. چرا كه در اينترنت آزادي عمل وجود دارد و نشريات آنلاين نبايد با سوء استفاده از اين آزادي مطالبي را منتشر كنند كه به جامعه لطمه وارد نمايد. از اين رو رعايت اصول حرفه اي خبرنگاري در انتشار روزنامه هاي آنلاين از اهميت بسياري برخوردار است.

البته بايد يادآور شوم اولين كساني كه به انتشار اخبار در سايتهاي خصوصي از قبيل وبلاگهاي شخصي روي آوردند همين خبرنگاران بودند. بطوريكه در ايران اولين وبلاگ نويس نيز يك خبرنگار بود.

* بله، ما در حال حاضر هم خبرنگاران بسياري داريم كه از طريق وبلاگشان اقدام به انتشار اخبار مي كنند. بنابراين مي توانيم اين قبيل وبلاگها را نيز جزو منابع خبري محسوب كنيم. چون حتي سايتهايي مثل بازتاب در ارايه برخي تحليلها از اخبار وبلاگ خبرنگاران استفاده مي كنند.

** لازم است در اينجا اشاره كنم كه چون وبلاگها شخصي هستند نمي توانيم مانند خبرگزاريها به آنها به عنوان منبع خبر نگاه كنيم. در واقع خواننده وبلاگ هم مي داند خبري كه در يك وبلاگ منتشر مي شود نگاه شخصي نويسنده به موضوع است. ضمن اينكه مسؤوليت پذيري افراد در وبلاگ به اندازه سايتهاي خبري و روزنامه هاي آنلاين نيست. رسانه به دليل اينكه پس از انتشار خبر موظف است در قبال آن مسؤوليت بپذيرد در خصوص صحت و سقم خبر تحقيق مي كند كه يك كاربر وبلاگ شايد اين كار را نكند. علاوه بر اين پيدا كردن نويسنده وبلاگ براي برخورد قانوني با آنچه كه مخالف نظام بوده كار دشواري است. چرا كه وبلاگ نويسها اغلب با نام مستعار اقدام به باز كردن وبلاگ مي كنند ولي در سايتهاي خبري يافتن چنين شخصي و برخورد قانوني با وي يا دادن تذكر به او كار دشواري نيست. بدين ترتيب باز هم به همان عدم اطمينان از صحت اخبار منتشر شده در وبلاگ به دليل عدم مسؤوليت پذيري كاربر آن مي رسيم.

* اگر اخبار منتشر شده در وبلاگها قابل استناد نيست پس چه چيزي خبرنگاران را به سوي انتشار اخبار در وبلاگها كشاند؟

* *خط قرمز رسانه ها. رسانه هاي ما در خصوص انتشار مطالب با محدوديت مواجهند اما در وبلاگها مي شود اين خط قرمزها را شكافت و حتي تحليلهايي ارايه كرد كه شايد هيچ رسانه اي قادر به انتشار آن نباشد.

به هر حال آزادي عمل جزو ماهيت وبلاگهاست و اگر اين عامل نباشد وبلاگها از جنب و جوش خواهند افتاد. اما به طور كلي اگر يك كاربر بخواهد در وبلاگ مطالبي را منتشر كند كه برخلاف موازين سياسي و فرهنگي باشد و يا به حريم خصوصي افراد تجاوز كند، در قالب قوانين حكومتي مربوط به اينترنت با وي برخورد مي شود.

* آيا ما در خصوص كپي رايت هم قوانين و اقداماتي منع كننده داريم؟

** يكي از چالشهاي بزرگ براي وبلاگها كپي رايت است. اين موضوع هم در سايتها راحت تر قابل پي گيري است چون به راحتي مي توان حقوق مؤلفين را در سايتها مورد استناد قرار داد. اما در وبلاگ پي گيري آن با مشكل مواجه است. چون هدف از كپي رايت در سايتها بيشتر منافع مادي است اما در وبلاگ هدف فقط پر كردن پست است. همچنين وقتي با يك مطلب كپي شده در وبلاگ مواجه مي شويم اصلاً نمي دانيم اولين بار اين مطلب توسط چه كسي نوشته شده است. بنابراين صحت يافتن نويسنده اصلي كار ساده اي نيست. اما در خارج از كشور قوانين كپي رايت جدي تر دنبال مي شود. من در همين زمينه بارها ايميلهايي از طرف شركت مايكروسافت و ... دريافت كرده ام كه نسبت به مطالب كپي شده از شركت آنها در وبلاگها حساس و خواستار حذف آن بودند. آنها طي فرستادن ايميلها به قوانيني اشاره مي كردند كه مربوط به قانون كپي رايت بود اما ما در ايران در خصوص رعايت قوانين كپي رايت دچار مشكل هستيم. در ايران گاهي فقط در انتهاي سايتها جمله اي را مشاهد مي كنيم كه خواستار ذكر منبع و مأخذ در صورت استفاده از مطلب هستند كه رعايت آن هم تضميني ندارد و پي گيري حقوقي آن هم آنقدر پيچيده است كه اصلاً به سرانجام نمي رسد.

* براي هكرهاي وب فكري كرده ايد؟

** البته هكرها مختلفند اما در خصوص بخش فني سايتها، با نصب نرم افزارهاي مختلف يا لايه هاي امنيتي روي نرم افزار و نوشتن برخي موازين، كد امنيت را بالا برده ايم. اما بخش ديگر مربوط به انتخاب پسورد يا كلمه عبور ساده توسط كاربران است كه دسترسي به كلمه عبور آنها آسان مي شود. گاهي هم مشاهده شده برخي هكرها صفحه اي شبيه صفحه ورودي نخستين طراحي كرده و آن را براي كاربران ارسال مي كنند و شخص ناآگاه با دادن كلمه عبور و نام كاربري اجازه هك شدن را به هكر مي دهد. كه ما به لحاظ فني نمي توانيم براي اين گروه كار زيادي انجام دهيم، فقط مي توانيم به كاربران هشدار داده و آنها را آگاه كنيم. اما همينجا بهتر است خاطرنشان كنم همه هكرها مخرب نيستند. ما گروهي از هكرها به نام كلاه سفيدها را داريم كه تنها هدفشان از هك لذت نفوذ است و در واقع مي خواهند اولين تجربه دسترسي به اطلاعات شخصي ديگران را بيازمايند. اما برخي از هكرها با هدف ضربه زدن و دست يافتن به مثلاً حسابهاي بانكي ديگران و دريافت حساب يا سوء استفاده هاي تجاري اقدام به هك كردن سايتها مي كنند. قاعدتاً در برخورد با هكرها، با كلاه سفيدها برخورد ساده تري صورت مي گيرد.