تبليغاتX
روابط عمومی در مطبوعات - دکتر مسعودی:يقه سفيدها حاكميت بر شبكه را رقم مي زنند
وبلاگ روابط عمومی روزنامه قدس
 روند رو به رشد ابزارهاي ارتباطي و بسترهاي اطلاعاتي شرايط جهاني را به سمت و سويي پيش مي برد كه ديگر هيچ كشوري را تاب ايستادگي و مقاومت در برابر موج عظيم يكپارچه سازي اطلاعات در ابعاد جهاني نيست. كشور ما نيز با قرار گرفتن در يك دوران بسيار حساس گذار از جامعه اطلاعاتي سنتي به جامعه اطلاعاتي مدرن در تلاش است تا به انحاء مختلف خود را همگام و همپاي ساختارها و استانداردهاي جهاني پيش ببرد.

چرا كه جامعه اطلاعاتي جامعه اي است همراه با خدمات اطلاعاتي رسانه هاي همگاني كه با آهنگي سريع تر از ساير جوامع و تفوق بر اندوخته هاي تجربي و دانش محض پيش مي رود در چنين جامعه اي حتي الگوهاي سطح زندگي مشخصاً از پيشرفت اطلاعات و دانش فني متأثر است. در اين زمينه بر آن شديم براي كسب اطلاعات بيشتر درباره جامعه اطلاعاتي و توليد كنندگان و مصرف كنندگان اطلاعات پاي صحبت دكتر اميد مسعودي استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي، روزنامه نگار، مؤلف و مترجم بنشينيم:

* تعريف شما از جامعه اطلاعاتي چيست؟

** يافتن پاسخي دقيق به اين پرسش اندكي دشوار است. زيرا همچنان كه «فرانك وبستر» در كتاب «نظريه هاي جامعه اطلاعاتي» يادآوري مي شود، اغلب تعريف هاي جامعه اطلاعاتي، معيارهاي كمي را ارائه مي كنند. مثلاً تعداد كارگران يقه سفيد، درصد درآمد ناخالص ملي و ... اين تعاريف چنين فرض مي كند كه هرگاه توليد اطلاعات در جامعه اي بر ساير مقولات توليدي غلبه كند، در نقاطي نامشخص ما به يك «جامعه اطلاعاتي» وارد مي شويم.

بر اين اساس «فرانك وبستر» معتقد است در جامعه اطلاعاتي اين امكان وجود دارد كه اطلاعات از نظر كيفي، نظم و كاركردي متفاوت به خود بگيرد. از اين رو نيازي نيست كه كميت نيروي كار را در مشاغل اطلاعاتي يا درآمد اقتصادي از طريق فعاليت هاي اطلاعاتي به عنوان شاخص جامعه اطلاعاتي در نظر بگيريم.

اما به نظر من هر تعريفي كه براي جامعه اطلاعاتي ارائه شود، نقش فن آوريهاي اطلاعاتي در شكل اين جامعه انكارناپذير است. به ويژه نقش رايانه و سيستم ماهواره اي انتقال پيام و ادغام اين دو را مي توان نقطه آغازين شكل گيري جامعه اطلاعاتي دانست.  در هر حال شايد بتوان گفت در جامعه اطلاعاتي، توليد كالاهاي مصرفي جاي خود را به توليد اطلاعات مي دهد و اين جابجايي تحولات شگرفي را در زندگي و رفتار انساني ما رقم مي زند. در چنين جامعه اي انسان ها بر روي شبكه، حيات مي يابند و در واقع در چنين جامعه اي شهروندان «شبكه وند» Netizen حضور دارند. اين نوع از شهروندان با شهروندان جامعه پيش از جامعه اطلاعاتي تفاوت كيفي و كمي دارند. سبك زندگي آنها، سبكي ديگر است. اگردر جامعه پيش اطلاعاتي كمبود اطلاعات مسأله بود، اكنون افزوني اطلاعات مردم را دچار مشكل كرده است. البته در چنين جامعه اي به همان ميزان كه بر حجم در گردش اطلاعات افزوده مي شود ، بر ميزان نظارت بر اين اطلاعات هم افزوده مي شود. در هر حال در چنين جامعه اي همه چيز به سمت شفافيت پيش مي رود.

* قشربندي اجتماعي در جامعه اطلاعاتي را چگونه توصيف مي كنيد و اصولاً اركان اين جامعه كدامند؟

** در جامعه اطلاعاتي قشر به اصطلاح يقه سفيد و كساني كه كار فكري مي كنند يا بهتر بگويم برنامه ريزي الكتروني را پيش مي برند، قشر برتر جامعه اند زيرا كار فكري بر كار يدي ارجحيت يافته است.

علاوه بر اين من فكر مي كنم، يقه سفيدها از «قشر» به «طبقه» ارتقاء يافته اند. طبقه اي كه حاكم بر شبكه است و نه طبقه اي كه حاكم بر توليد مواد است. در واقع جامعه اطلاعاتي تعاريفي نويني از قشر و طبقه را ارائه مي دهد كه مبتني بر همان كميت و كيفيتي است كه پيش از اين اشاره شد.

* توليد كنندگان و صاحبان اطلاعات در دنياي امروز چه كساني هستند؟

** من با نظر «مانوئل كاستلز» استاد اسپانياني الاصل دانشگاههاي كانادا موافقم كه جامعه اطلاعاتي از نظر حاكميت توليد كنندگان، فقط تغيير شكل داده است. اكنون نيز چند شركت عظيم انحصاري دنيا كه عمدتاً آمريكايي هم هستند بر روابط توليد حاكميت دارند. گرچه شرايط توليد و جنس توليدي تغيير هويت يافته اند، اما هويت سلطه در جهان امپرياليستي تغييري نيافته است. براي اينكه به عرايضم بيشتر واقف شويد، بررسي كنيد و ببينيد چند شركت در جهان، توليد نرم افزار بازي هاي رايانه اي را در دست دارند؟ قطعاً شما يك يا دو يا حداكثر 5 شركت آمريكايي را نام خواهيد برد. در عرصه هاي ديگر هم وضع به همين منوال است. پس مسأله انحصارات بين المللي همچنان بر اقتصاد جهاني سايه افكنده است و سازمان تجارت جهاني هم ادامه همان سياستها براي سلطه بر اقتصاد جهاني است كه در جامعه اطلاعاتي تسريع مي شود. بنابراين توليدكنندگان و صاحبان اطلاعات در دنياي معاصر، همان شركت هاي مونوئل هستند كه بر اثر ادغام، تعدادشان كمتر شده است.

* حقوق متقابل توليد كنندگان و مصرف كنندگان اطلاعات از ديدگاه جنابعالي كدام است؟

** در جامعه اطلاعاتي به دليل وجود فضاي مجازي بحث هاي تازه و كاملاً نويني در عرصه حقوق فردي و اجتماعي و حتي بين المللي مطرح شده است. يكي از مهمترين مسايل در فضاي مجازي، مسأله حفظ حريم خصوصي و امنيت اطلاعات است كه البته به دليل وابستگي آن به فن آوري ها، محلي براي مناقشه هاي بي پايان است. مسأله ديگر نحوه برخورد قانوني با جرايم اينترنتي است كه تنها در سطح كشور و يا منطقه قابل طرح نيست زيرا شبكه ما يك شبكه بين المللي و جهاني است و هرگونه قانون گذاري و مقررات پذيري مي بايست در سطح بين المللي صورت گيرد. از اين نظر حقوق متقابل توليد كنندگان و مصرف كنندگان اطلاعات تنها در يك قوه قضائيه جهاني مي تواند حفظ شود.

* آيا وبلاگ نويسان را مي توان در شمار توليد كنندگان اطلاعات قرار داد؟

** در يك پاسخ كلي مي توانم بگويم وبلاگ هاي تخصصي را مي توان در شمار توليد كنندگان اطلاعات قرار داد ولي وبلاگ هاي غيرتخصصي و يا وبلاگ هايي كه حقوق مؤلفين و مصنفين را رعايت نمي كنند جزء مصرف كنندگان اطلاعات بايد دانست. در شبكه جهاني توليد اطلاعات، همچون بازاري كه عرضه و تقاضا به صورت «همزمان» در آن صورت مي گيرد بحث «آنلاين» بودن يا روي خط بودن وضعيتي را به وجود آورده است كه حتي يك وبلاگ تخصصي توليد كننده اطلاعات در آن واحد، مي تواند مصرف كننده اطلاعات هم باشد.

بنابراين وبلاگ نويسان هم توليد كننده و هم مصرف كننده اطلاعات اند ولي تعيين ميزان توليد يا مصرف، بستگي به ميزان واقعي هر يك در يك زمان واحد، دارد.

+ نوشته شده در  85/08/09ساعت 8:51  توسط روابط عمومی روزنامه قدس  |